قرض ندین
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 8:16
اردیبهشت ماه مبلغ دومیلیون و پانصد تومان به دوستی که گفت یه هفته ای بهت برمیگردونم ،قرض دادم تو این مدت می گفت خیالت راحت بر میگردونم بهت ، خب لامصب کی آخه منم تو موقعیتی بودم که بیکار بودم و خودم
ستاد ایجاد روحیه
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 8:16
برای بهتر شدم روحیه ام میخام یه تغییراتی بدم از همون جمله های روانشناسی که میگن خودت به خودت کمک کن ایده جدید بدید شاد باشه خیلی هم پول نخادحتی مذهبی هم قبوله
ملچ ملوچ هورت
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 8:16
آقا تورو خدا موقع غذا خوردن ، چایی خوردن زیتون خوردن ملوچ و ملوچ نکنید هورت نکشید اونم سرکار حالم بهم خورد اینجا چین نیست که همه خوششون بیاد نکن برادر من نکن همکار من وی هم همکلاسی بوده هم همکاره نمیتونم به روش بیارم بابا خودتون رعایت کنید دیگه
یار قاصدی
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 8:16
یه شعر بسیار زیبا با صدای استاد شهریار گوش کردم البته به زبان ترکی شعر و با ترجمه اش میزارم ولی با صدا یه چیز دیگه اس خیلی هم غمگینه "یار قاصدی "سن یارمن قاصدسن ایلن سن چای د میشم(تو قاصد یارم هستی بن
تکرار
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 8:16
هر سال نزدیک عید که میشه یاد این شعر می افتم " شب عید است و یار از من چغندر پخته می خواهد " کجا شنیدم و کی گفته الله و اعلم و اینکه چرا تو سر من هی تکرار میشه اونم الله و اعلمحالا کو یار و کو چغندر پخته؟؟؟؟؟؟؟
روز مبارک
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 8:16
مادر عزیزم ای صبور ترینم زحمت کش ترینم مهربان ترینم روزت مبارک هرگز نمیتونم جبران کنم تمام تو را تبریکم را بپذیر با یه بغل بووسس.....................................منم هیچی مثل مهران مدیری ذل میزنم به این و اون فقط بحر تماشا خلق شدم نه روز مادر نه ولنتاین نه کوفت نه زهرمار هیچی شاملم نمیشه زندگی نک...
فکر مشغولی
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 8:16
شب عیدی کلی کار خونه ،کار شرکت را ب را رسیدگی های دارایی و بدبختی هست کرونا هم شده قوز بالا قوز یه سره بو الکل ، سیر و کوفت و زهر مار میاد شاعر میگه" عجب گرفتار شدیم "خدا خودت کمک کن، کسی به فکر نیست .
؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 8:16
سلام دوستان جان برای شادی روحم ودلم که هیچوقت شاد نشد فاتحم صلوات که کرونایی شدم . با هیچ کسم میل سخن نیست . سرم درد دارد بسیار و نفسم تنگکسی می داند چه آمدنی ایست و چه رفتنی این دنیا بحر چه آفریده شده هدف از سختی مصیبت و مشقت امتحان درد و ... ودرنهایت عذاب دادن انسان چه بوده امروز پر از چراهای جور ...
دلم شعر میخاد
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:52
هیچ وقت آدمها را آرزو نکن ...روزها گذشت تا فهمیدم ...آنکس که دوستت داشته باشد نه با آرزو می آید...و نه با التماس می ماند .........................................ذکر تو از زبان من فکر تو از خیال من چون برود که رفته ای در رگ و در مفاصلم....................................ز تمام بودنی ها " تو" فقط از ...
به رسم انسانیت،انسان باشیم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:52
محیط اطرافمو یه چیزی تو مایه های شعب ابی طالب یا حکومت نظامی تصور میکنم . همین منشی که همش تحویلش میگرفتم که واسه خیلی از مسایل شخصیش غصه نخوره، یه چند روزی چس کنشو زده تو برق ، فکر کنم واسه اینه که
شمال اومده تهران
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
انقدر که تهرانی ها رفتن شمال خدا خسته شد گفت شماها دیگه خیلی ترافیک موندین بمونین تهران ، شمال و براتون میارم این شد که یک هفته اس داره بارون می باره و ترافیک جاده چالوس به اتوبانهای تهران کرج منتقل شد.
همین قدر عمیق
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
خودتو که محکم بغل میکنی تازه میفهمی چقدر تنهایی...
فرد نخاله
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
نمیدونم چه حکمتیه که در هر اورگان دولتی یا شرکت خصوصی و هر نهادی که وجود داره یه شخص زیر آب زن ، نخاله ، رو مخی و وزه وجود داره (مخاطب خاص همکار وزه ) . طی تحقیقات اینجانب از اطرافیان دوستان و آشنایان کلن اجمعین این مسئله یا بهتر بگم مشکل رو تایید کردند و خاطراتی از گزند این افراد هم تعریف کرده اند ...
..
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
خودکشی در هرکس منحصر به خودشه ! یکی دیگه شیک نمیپوشه ،یکی دیگه آرزویی نمیکنه !یکی دیگه به تحصیل ادامه نمیده !یکی دیگه به خودش نمیرسهیکی محبت نمیکنه ،یکی دیگه محبت نمیپذیره ! و این گونه است که اکثر آدمهادر سی سالگی میمیرندو در هشتاد سالگی دفن میشوند ...! #پائولو_كوئيلو
شب دل غم
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
شب بود، شبم سرکش و دیوانه شبی بوددر سینه عجب بیخود و بیگانه تری بودغم بود که بی دعوت دل، ساکن دل شددل بود که بی صاحب و سرگشته و ول شدغم بود که از خون جگر طالب می شددل بود که ساغر شد و ساقی خود دل شد
تارموی سفید
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
هر روز که میگذره یه تار موی سفید اضافه میشه و همینطور چین و چروکهایی که فعلا خیلی عمیق نیستن . این روزمرگیها ، این یکنواختی ها و این رباط بودن، مستقیم و بدون هیچ کش و قوسی به سوی یه پیری بدون سر و صد
123
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
بعضی وقتها دردات اونقدر شخصی میشه که با خودتم دیگه حرفی نداری... (الان این مدلی ام ) .............................................. از دست تو و خاطره هایت گله ای نیست تقدیر میان من و تو فاصله انداخت. ........................................... گاهی کاری با تو میکنندددددد که آدم از آدم بودنش خسته می ...
تکرار مکررات
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
روزهای تکراری ، خسته کننده ، افسرده کننده ، سندهای تکراری وهیچ خبری و هیچ کارمثبتی نه آموزش جدیدی نه کلاس و تفریح متنوعی فقط مزیتی که روزهای تکراری داره، همون یکنواختیه که لااقل شری نداره، تنشی نداره . کتاب قمار باز و یه ماه شروع کردم حوصله ام نمیگیره بخونم تموم شه کششی هم نداره لعنتی همش حرفهای خال...
شدن یا نشدن
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
قبلاً فکر می کردم ، گاهی نمی شه که بشه .بعد دیدم ، واقعا نمی شه که بشه .الان کلاً نمی شه که بشه . نامیدی و امید رو تعریف کنید با رسم شکل
رندانه
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 19:46
وﻗﺘﯽ ﻋﺮﺽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖﻃﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢﺍﯾﻦ ﺭﻧﺪﺍﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﻫﻦ ﮐﺠﯽ ب ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﯽ ﺳﺖ ک ب ﺁﻥ ﻣﺤﮑﻮﻣﻢ...