خرید بک لینک
یه حال و احوالیم که واقعا نمیدونم چمهحوصله کسی رو ندارمهیچی هم خوشحالم نمیکنههیچ کاری هم نمیتونم انجام بدمهمش نگرانم و ناراحت خیلی زود بهم میریزم و عصبی میشماحساس خستگی شدیدی دارم هم جسمی هم مغزیجالب اینجاس ک مشکلی ندارم نه مالی نه کاری..........................................................اینجا تنها جاییه که احساس واقعیمو مینویسم اگه میخای حالم و بدتر کنی نظر ننویس رد شو فقط راضیه دوشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۲ 15:36 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 13:36

چند روزپیش برحسب اتفاق جایی رفتم آقای محترمی هم حضور داشتن حدود 50سالبعد از سلام و احوال پرسی بدون اینکه بدونم کیه یا چیزی بپرسم تا صورتمو دید هر غلطی که کرده بودم وهرگوهی خورده بودم رو بیان کرد یه لحظه رفتم تو فکر یعنی شک کردم که بیخیال بابایه مطلبی ازم بیان کرد و گفت اینم برای اینکه شک کردیهم پرهام ریخته بود ، هم مونده بودم چه خاکی سر بگیرمحالا خوبه کسی آشنا دورم نبود ، بعدشم ندیدم با کسی حرف بزنه نکته برگ ریزان ترش اینجاس که نه کتابی باز کرد نه دعا نویسه بدجوری فکرم درگیرشه راضیه دوشنبه نهم مرداد ۱۴۰۲ 13:13 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 13:36

خدایا عمری دستمو گرفتی بازم بگیر رهایم نکن که از هیشه بیشتر بهت احتیاج دارم خدایا به داده و نداده ات شکر که قطعا به صلاحم بوده خدایا خودت ردیفش کن از این مرحله بگذرم خدایا این مسیرو خودت هموار کن خدایا خودت بخواه و خودت بساز خدایا همیشه دوست داشتم دارم و خواهم داشت + نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 15:57 توسط راضیه  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 17:08

خسته تر از اونی ام که بخام بجنگم وقت بزارم ودلخوش باشم

فقط میخام خودش بشه خود خودش

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 14:31 توسط راضیه  | 

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 17:08

به خودم اومدم ، دیدم بدجوری دچار روز مرگی شدم صب بیام سرکار و عصر خسته برگردم خونه مثل روباتتغییراتی ایجاد کردم که قبلا جز روح و باعث حال خوبم بودن وکم کم دارم تکرارشون میکنماز کتاب خوندن شروع کردم و همچنین فیلم دیدنالبته که حس و حال چند سال پیش و ندارم ولی باید انجام داد باید خواستکتابهایی که خوندم تو یه ماه :1 طوطی ، 2حاجی بابایی اصفهانی جلد یک و دو الان هم3 ارابه ی خدایانفیلم هم ، همه اکشن خارجی (اسمهاشونم یادم نیست + نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 13:17 توسط راضیه  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 18:47

به هر شکل و شمایلی که باشه و در هر محیط مجازی و واقعی که صورت بگیره اگه طرف مقابلمونبفهمه کلا داستان زندگی عوض میشه ، اسمش میشه خیانت بیاین خیانت و عادی سازی نکنیم به شریک زندگیمون که روزی عاشق شدیم بدستش آوردیم وفا دار باشیم + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 14:13 توسط راضیه  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 18:47

من مست و تو دیوانه

مار را که برد خانه

حالا تو این برف چجوری برممممممم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 13:13 توسط راضیه  | 

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 18:47

سلام دوستان امیدوارم همیشه شاد و سرحال باشید و هیچ وقت کاری نکنید که دیگران از شما برنجن شاید هیچ وقت نشه جبرانش کرد همین...............با آرزوی موفقیت روزافزون ایام بکام
راستی اینجاهیچ نظری تایید نمی شه !!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:37

پنج شنبه رفتم شرکت قبلی واسه گرفتن چک تسویه ام مدیر کذایی شرکت گفته بود حتما امضا کنه اثر انگشت بزنه ، تایید و تاکید نمی خاد همه میدونن که باید امضا کنن . نکته جالب قضیه اینجاست که مدیر مالی که دوست و همکار گرامی اینجانب می باشد تسویه رو اشتباه حسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:08

" وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا "

چقدر قشنگه این متن یا شعر

وصف الان منه

جسمم و روحم خسته اس بدجوری دلگیرم و همش حال ظهر عاشورا رو دارم

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۹ساعت 11:12 توسط راضیه|

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:08

خداروشکر محیط کارم سالمه و همکارای خوبی دارم

ولی دلم یه جای بهتر با کلاس تر و با حقوق بیشتر میخاد .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹ساعت 13:29 توسط راضیه|

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:08

همکارم رفته یه بسته 12تای دستمال کاغذی خریده ، آورده تو اتاق من میگه اینارو بذار تو کمد به هیچ پدر سوخته ای هم نده خودت هر وقت خواستی بردار . خوب به هیچکس ندیم چرا خریدی ؟؟؟؟؟؟ حالا هرکی هم دستمال بخاد، پدر سوخته اس گفتم بدونید نوشته شده در چهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:08

چه شنبه اعصاب خرد کنی مثل کاروانسرا آدمیزاد میاد و میره و مثل 118 تلفنا زنگ میخوره ،ناهار هم کباب و با پیاز خوردن و غر زدن فک کنم اصلا از گلوشون پایین نرفت از بس گرون شده (یه لقمه هم به ما رسید علی برکته الله ) بعد خوردن کباب مدیر انگاردوپینگ کردهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:08

برای روزهای غم ، خبرهای بد ، برگ ریزان زرد پایانی نیست .

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:08

یه چایی داغ آتیشی و خش خش برگ پاییزی و دستهای گرمش و دیگر هیچ... . .

برچسب: نویسنده: رویا فراهانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:08

صفحه بندی